بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
492
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
از زير قصور و اشجار آن جويهاى آب خالِدِينَ فِيها حالكونى كه جاويد ماندگانند در آن بهشتها أَبَداً هميشه و اين كلمه براى تأكيد خلود است ذلِكَ اين تكفير سيئات و ادخال در جنتهاى دائمى الْفَوْزُ الْعَظِيمُ رستگارى بزرگست زيرا كه جامع مصالح است از دفع مضار و جلب منافع وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا و آنان كه نگرويدند بوحدانيت خداى تعالى و تكذيب كردند آيتهاى ما را أُولئِكَ آن گروه أَصْحابُ النَّارِ ملازمان آتش دوزخند خالِدِينَ فِيها حالكونى كه باقى - ماندگانند در آن نار وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ و بد جاى باز گرديدنست دوزخ ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ نرسد به هيچ كسى مصيبتى از مصيبتها مانند بيمارى و فقر و موت اهل و مانند اينها إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مگر بفرمان خداى تعالى كه براى صلاح بندگان و به جهت امتحان ايشان بصبر و شكر اين مصايب را بايشان مىرساند و ميتواند كه مراد از مصيبت آزارى باشد كه مردم به يكديگر ميرسانند بنا برين مراد از اذن تخليه و خذلان خواهد بود به اين معنى كه نيست هيچ تعبى و آزارى كه مردم به يكديگر ميرسانند مگر بسبب تخليه و واگذاشتن خداى تعالى ايشان را و ترك حفظ خود از ايشان و گويند كه مراد از اذن علمست و بعضى گفتهاند كه باذن اللَّه اى : بتقديره و مشيته و به اين معنى مصيبت را بهر معنى كه بگيرند مخالف اصلى از اصول نخواهد بود وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ و هر كه بگرود بوحدانيت خداى تعالى يَهْدِ قَلْبَهُ ثابت گرداند خداى تعالى دل او را بر ايمان چنانچه در حين عروض شدائد و مصائب زبان را بكلمهء استرجاع گشايد وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و خداى تعالى بر همه چيز داناست پس ميداند حال قلوبى را كه لايق هدايت باشند و لايق آن نباشند وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ و اطاعت كنيد خداى تعالى را و اطاعت كنيد رسول خداى تعالى را در اوامر و نواهى فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ اى : فان توليتم فلا بأس على الرسول اذ وظيفته التبليغ و قد بلغ يعنى پس اگر روى بگردانيد از اطاعت رسول درين بأسى و